X
تبلیغات
زولا

دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...
سه‌شنبه 2 اسفند 1390

غمهای بزرگ در مقابل محبتی بزرگتر ...

تمام غم هایم را جمع کردم خیلی بزرگ شد داشت قلبم پر از کینه و نفرت میشد ولی فقط یه لحظه به یاد تمام مهربانی هایت افتادم  و فهمیدم هر چقدر غم های من بزرگ باشد در مقابل محبت بی نهایت تو حقیر است و تویی که به خوبی به همه هر چیز که لیاقتش را دارند میدهی ...

خدای بی نظیرم  دوستت دارم ... 

هر چند که بعضی وقت ها احساس میکنم از تو تنهاترم ، چون حتی کسی ادای دوست داشتن مرا درنمی آورد و یاد ازم نمیکند ... ولی باز هم شکرت که هنوز هوایم را داری ...