X
تبلیغات
رایتل

دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...
شنبه 10 تیر 1391

کنون با کیست تنهایی ؟

نگاهم خیس

هوا ابری

دلم بارانیست امشب

در اینجا عشق هم زانوی غم دارد

به یاد تو

که در اینجا

تمام زندگی هستی

دلم آغوش میخواهد ؟

کنون با کیست تنهایی ؟

که یار هر شب و روزم فریب عشق را خورده

منم تنهاترین تنها که با آغوش خود قهر است

عجب قهری که با یک جسم بی جان است

گذشتیم از من و جسمم

کنون با کیست تنهایی ؟

که من چشمی به دنبالش

توام دیدی به جای من ببوس پایش

که من بودم شریک روز و شبهایش

کنون با کیست تنهایی ؟

شاعر : خودم