سلام به همه دوستان تصمیم گرفتم ... هر از گاهی شعر میزارم نه مثل سابق بیشتر شعرهامو ... فقط اونایی که دوستشون دارم رو میزارم ... داستان کوتاه هم بتونم حتما میزارم ... موفق باشید
از خواهر عزیزم هم میخوام که نظرشو برام بزاره ...
چو دستانم دلم هم نیز گاهی
هوس کرده گناهی کرده باشد
به یاد یار خود هم نیست امروز
چرا باید ز یادی زنده باشد
چرا عاشق شود یارش نباشد
چرا فریاد من از دل نباشد
چو دستانم دلم هم نیز سرد است
چرا در یاد من یاد تو گرم است؟
سلام اورابونیه



آقای!
چه جور نظری دلت می خواد
خوشم میایه خوبه ؟
ممنون پسر قند عسل
سلام آبجی ! همین خوبه