بهار آمد ...
دلم غمگین و خسته ...
میان این دلم زخمی نِشسته ...
مرا یادی بکن ، ای بی وفا یار ...
که عاشق در فراقت دل شکسته ...
تو رفتی و دلی هم رفت آنروز ...
ولی بر عاشقی گردی نَشسته ...
تو شهرزاد منی که دلبریدی ...
ولیکن این دلم راهت رو بسته ...
چو یادت میکشد روزی مرا یار ...
در آن روز من جنازم روی دسته ...
-----------------------------------
امیدوارم لذت برده باشید ...
سلام سید، عیدت مبارک باشه برادر...

به به، عجب شعری!
بابا این جور شعرارو بیخیال، فعلا نمی طلبه!
باید صبر کنی ماه محرمی، صفری، رمضونی و ... که بطلبه سید جون خودم!!!
.
.
.
ولی در کل خوب بود. متاسفانه من خیلی شاعری بلد نیستم، و الا میدونی که، خیلی دوست داشتم نقدش کنم!
سلام جمشید جان ... عید توام مبارک ...

مرسی عزیزم ...
باشه یادم میمونه
... خوب یاد بگیر جمشید جان ... خوشحال میشم ایرادامو بهم بگی
این از خودت بود؟

دمت گرم
بله عزیزم ... مرسی
بهار اومد ...
اما او نیامد ... :((