دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...

دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...

آرزوی من ...

آرزو دارم همه دوستام و کسانی که به این وبلاگ میان این آرزوی من براشون برآورده بشه

آرزویم این است نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد......
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز.......
و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی........
عاشق آنکه تو را می خواهد.......
و به لبخند تو از خویش رها می گردد......
و ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد

انقدر زیباست که در حیرت می مانیم...


سلام به همه ... امیدوارم لذت ببرید

نام من میلدرد است؛

میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دی‌موآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.

مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است. با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام.

یکی از این شاگردان رابی بود. رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد. برای رابی توضیح دادم که ترجیح می‌دهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایین‌تری آموزش را شروع کنند. امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد. پس او را به شاگردی پذیرفتم.

رابی درس‌های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است. رابی هر قدر بیشتر تلاش می‌کرد، حس‌ّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می‌داد. امّا او با پشتکار گام‌های موسیقی را مرور می‌کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره می‌کرد.

ادامه مطلب ...

قالب جدید وبلاگ ...

سلام به همه دوستان گلم ... و خواهر و همه کسانی که به وبلاگ سر میزنند ...

از اونجا که همه مهندسین و با سلیقه و با کمالات خوشحال میشم نظرتون رو درباره قالب جدید و ... بگید ...

راستی پیشنهادی ، انتقادی هم کردید ... خوشحال میشم

کاش دستانم را با تکه های شکسته دلم ،نمی بریدی !!!

معلم، شاگرد را صدا زد تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند.
پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا..!
پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی، او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست‌های قرمز و باد کرده‌اش را به هم می‌مالید، زیر لب می‌گفت: ثروت بهتر است چون می‌توانستم دفتری بخرم و بنویسم

سخنانی از روی عقل نه احساس - دکتر علی شریعتی ...

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را...
این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

ادامه مطلب ...