فرسوده از گناه
تو خدایی کن خدای با صفا
من همان تنهای تنهام با وفا
من دلم تنگ درای باغته
آتشی اینجاست هوای داغته
من گناهم زندگی آلوده ام
درد در قلبم منم فرسوده ام
------------
شعله نگاه تو
تو نگاهت شعله ی قلب من است
می شود خاموش گر پلکت خم است
من که با قلبم تمنا میکنم
گوشه ی چشمت برایم مبهم است
----------
شاعر : علی کیانور
قشنگ بود مرسی
یه سوال خصوصی میپرسم اگر دوست داشتید جواب بدید.
این شعر ها بیشترش مزمون عاشقانه داره اما برای من ایهام دارن این عشق به خداست یا مخاطب خاص زمینی؟
خواهش میکنم لطف داری

سوال خصوصیه ولی جوابش عمومی میشه
مشخصا که برای خداست ولی عشق زمینی هم میشه برداشتش کرد بستگی به دید و حال خود شما داره