منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته اند و تازه از استایل والیبال اومده اند تو تنیس روی میز ( با راکت اسبک میزنند( .خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند ، نمیتونی ببریشون و اصلا هم مهم نیست مهارتت ! طرف عملا یه بازی دیگه میکنه و توهم زده که پینگ پونگ داره بازی میکنه...من و تو هم عملا تو این توهم وقتمون حروم میشه واتفاق بدتر اینه که وقتی با یه آدم حسابی میشینی پای بازی میبینی مهارتت خیلی کم شده و طول میکشه تا برسی به سطح بازی اصلی خودت!!!
ادامه مطلب ...به یاد تو غزل ها گریه کردند
قلم ها هم هوای سجده کردند
پرستوهای عاشق بال هم نیز
تمام مرده ها را زنده کردند
به یاد تو تمام عشق کم بود
خطای عاشقی ها خط غم بود
در این آشفته بازار کزایی
تمام زندگیم روی دو خم بودشاعر : خودم
نگاهم خیس
هوا ابری
دلم بارانیست امشب
در اینجا عشق هم زانوی غم دارد
به یاد تو
که در اینجا
تمام زندگی هستی
دلم آغوش میخواهد ؟
کنون با کیست تنهایی ؟
که یار هر شب و روزم فریب عشق را خورده
منم تنهاترین تنها که با آغوش خود قهر است
عجب قهری که با یک جسم بی جان است
گذشتیم از من و جسمم
کنون با کیست تنهایی ؟
که من چشمی به دنبالش
توام دیدی به جای من ببوس پایش
که من بودم شریک روز و شبهایش
کنون با کیست تنهایی ؟
شاعر : خودم
خدا می داند، ولی ...
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب
کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه
امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!
... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود
سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد
خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند
خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم
خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم
و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در
آن نقاشی کنیم
و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست
چرا که ترسیم عشق حقیقی
در دفتری دیگر است