حال من خوب است غم کم میخورم
کم که نه! هر روز کم کم می خورم
آب می خواهم، سرابم می دهند
عشق می ورزم عذابم می دهند
عشق اگر اینست مرتد می شوم
خوب اگر اینست من بد می شوم
درد می بارد چو لب تر میکنم
طالعم شوم است باور می کنم
آه! در شهر شما یاری نبود
قصه هایم را خریداری نبود!!!
عشق از من دورو پایم لنگ بود
قیمتش بسیار و دستم تنگ بود
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفاءل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت:
"ما زیاران چشم یاری داشتیم"
"خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"
شاعر : گمنام
This is without a doubt one of the nicest good luck forwards I have
received .. Hope it works for you -- and me!
Lotus Touts: You have 6 minutes
این نامه بدون شک برای هر کسی که فورواردش کنه خوش شانسی می آورد
و امیدوارم برای شما هم اینگونه باشد
و فقط 6 دقیقه وقت دارید
There's some mighty fine advice in these words, even if you're not
superstitious .. This Lotus Touts has been sent to you for good luck
from the Anthony Robbins organization . It has been sent around the
world ten times so far .
یک سری نصیحت داخل جملات زیر هست
لطفآ این نامه را خرافات ندانید
این نامه بیش از 10 بار در سراسر دنیا چرخیده
Do not keep this message .
این نامه را نزد خود نگه ندارید
The Lotus Touts must leave your hands in 6 MINUTES . Otherwise you
will get a very unpleasant surprise . This is true, even if you are
not superstitious, agnostic, or otherwise faith impaired .
این نامه باید در مدت 6 دقیقه از دست شما خارج شود
ONE . Give people more than they expect and do it
cheerfully .
توقع مردم را بیشتر از آنچه که هست بر آورده کرده و آنها را خوشحال کنید
TWO . Marry a man/woman you love to talk to . As you get older, their
conversational skills will be as
important as any other .
با کسی ازدواج کنید که همیشه برای صحبت با او مشتاق هستید زیرا در کهنسالی
صحبت کردن مهمترین مهارتی است که به آن نیاز خواهید داشت
انکار.در نهایت شوهر با
سرسختی زیاد میپذیرد ، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار میکشد شرح شروط را.
تمام ۱۳۶۴ سکه بهار آزادی مهریه آت را میباید ببخشی . زن با کمال میل میپذیرد.در دفتر خانه
مرد رو به زن کرده و میگوید حال که جدا شدیم . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده . زن میپذیرد."چه چیز باعث شد
اصرار بر جدائی داشته باشی و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری
حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی. زن با لبخندی شیطنت آمیز
جواب داد :طاقت شنیدن داری؟ مرد با آرامی گفت
:آری .
زن با اعتماد به نفس
گفت: ۲ ماه پیش با مردی اشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود.از اینجا یک
راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم. مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش
را به تماشا نشست.زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت .وقتی به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد.نامهای در
کیفش بود . با تعجب بازش کرد .خطّ همسر سابقش بود.نوشته بود: " فکر میکردم احمق باشی ولی نه اینقدر. نامه را
با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت .منتظر بود که تلفنش زنگ زد.برق شادی
در چشمانش قابل دیدن بود.شماره همسر جدیدش بود.تماس را پاسخ گفت:
سلام کجایی پس چرا دیر کردی.پاسخ آنطرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد . صدا، صدای همسر سابقش بود که میگفت :
باور نکردی؟
گفتم فکر نمیکردم اینقدر
احمق باشی.این روزها میتوان با ۱ میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان
گرفتار از شرّ زنان احمق با مهریههای سنگینشان نجات یابند
روزی حضرت سلیمان مورچهای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن
خاکهای پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل میشوی؟
مورچه
گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به
عشق وصال او میخواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تواگر عمر نوح
هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: تمام سعیام را
میکنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کارمورچه خوشش آمده بود برای او
کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر میگویم که در راه
عشق، پیامبری را به خدمت موری در میآ ورد...
تمام سعیمان را بکنیم، پیامبری
همیشه در همین نزدیکیست...