و کسی می گوید
سر خود بالا کن
به بلندا بنگر
به بلندای عظیم
به افق های پر از نور امید
و خودت خواهی دید
و خودت خواهی یافت
خانه ی دوست کجاست ...
خانه دوست در آن عرش خداست
خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست
و فقط دوست ، خداست ...
روزگاریست که همه عرض بدن میخواهند...
همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند...
دیو هستند ولی مثل پری میپوشند...
گرگهایی که لباس پدری میپوشند...
آنچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند...
خوب طبیعیست که یک روز به پایان برسد...
عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد...
شرمنده یکم قدیمی بود ولی چون قشنگ بود گذاشتم 
No
one can go back and make a brand new start
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع
کنه
Anyone
can start from now and make a brand new ending
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم
بزنه
God didn't promise days without pain
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره
laughter, without sorrow, sun without rain
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده
but He did promise strength for the day, comfort for the tears
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل
مشکلات،
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه
and light for the way
و چراغ راهمون میشه
Disappointments are like road bumps,
they slow you down a bit
نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن
but you enjoy the smooth road afterwards
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد
Don't stay on the bumps too long
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن
Move on
به راهت ادامه بده
هر از گاهی ، فقط گاهی به دنیا نگاه میکنیم ، بیشتر حواسمان به اطرافیانمان یا خودمان هست !!!
که مبادا موهایمان خراب شده باشد ، لباسمان مرتب نباشد و ... یادمان میرود که باطنمان مهمتر از ظاهرمان هست حاضریم برای اینکه خودمان را در چشم دیگران بهتر جلوه بدهیم دیگران را مسخره یا تحقیرشان کنیم در صورتی با این کار فقط باطن خودمان را زشت و پلید میکنیم و اگر اطرافیانمان هم کمی تفکر کنند خواهند فهمید که زشتی رفتار ما ، بسیار تنفر انگیز است و هر چقدر هم ظاهر فریبنده ای داشته باشیم باز هم تفاوتی ندارد ، چون بالاخره آنها ما را خواهند شناخت !!!
و این برای همه یکسان است چه خوب باشیم و چه بد ... بالاخره روزی مرا میشناسی ...
همیشه متقعدم ، زندگی مثل یه جاده است که اگه بخوای با سرعت بری یا خلاف کنی میری ته دره ، بارها شده که من تا پرتگاه زندگی رفتم و خدایا بزرگ و مهربون نجاتم داده ، همدم تنهایی هام شد و تنها کسی بود که تا حالا دوستم داشته .
دوست داشتم باله پرواز کردن داشتم ، تا میرفتم پیشه خدای مهربون ، انگار دیگه موندن تو این دنیا سخت شده ، هیچکس به هیچکس رحم نمیکنه ، همه لبخندها مصنوعیه ، انگار داری تو دنیای مجازی سیر میکنی ...
اما من این دنیارو دوست ندارم ، نه خنده هاشو دوست دارم ، نه گریه هاشو دوست دارم ، نه دروغ هاشو ، نه ریاهاشو .... میخوام پرواز کنم به جایی که خدا هست ، اما انگار خدای مهربون منو لایق نمیبینه ، من زندانیم تو این دنیای مجازی ، که مردمش دارن با بعد فکری کوتاه زندگی میکنن .
دیگه زندگی برام سخته ، احساس میکنم انگار که یه چاقو گذاشتن زیر گلوم ، بهم میگن : که محکومی تو این دنیا زندگی کنی ... و گریه کردن هام هیچ اثری نداره !!!
منبع : ناشناخته !!!