دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...

دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...

بازدیدهای وبلاگ ...

سلام به همه ی دوستان ...

با توجه به اینکه بعد از تاسیس این وبلاگ با مطالب مختلف در خدمتون بودم امروز 4000 بازدید شدن وبلاگ رو به همه دوستان گلم تبریک میگم

خواهش میکنم با نظرات خودتون تو بهتر شدن مطالب کمکم کنید ...

جملات زیبا و پر مفهوم ...

بهترین چاره غضب ، به تاخیر انداختن آن است.
سلیکا

----------------------------------------------

شادمانی عبارت است از پروراندن عالیترین صفات و خصایص انسانی.
(( ارسطو 
Aristotle ))

------------------------------------------------------------  

فرصت از دست مده ودر کار سستی مکن که میوه آن ذلت است.
 فیثاغورث

------------------------------------------------------------

اگر آرمان برایمان هویدا باشد ابزار های رسیدن به آن را خیلی زود خواهیم یافت .
(( ارد 
Orod ))

----------------------------------------------------------------  

تسلیم ورضا در برابرحوادث علاج ناپذیر، مهمترین توشه سفر زندگی است.
 (( شوپنهاور 
Schopenhauer ))

تولدت مبارک ...

سلام به همه دوستان گلم ...

امیدوارم حال همه عالی و خوب باشه ...

با یکم تاخیر البته میخوام یه خبری اعلام کنم اونم اینه که تولد دوست خوب جمشید اصغری عزیز بود ولی متاسفانه من به دلیل مشغله کاری زیاد نتونستم خبرش رو به موقع رو وبلاگ بزارم امیدوارم عذرخواهی منو قبول کنی جمشید جان ... 

البته تو فیسبوک تبریک گفتم ... امیدوارم موفق و پیروز باشی در تمام مراحل زندگیت

اینم تقدیم به تو :


تویی تمام هَستیم ...

برای اینکه شعر رو بهتر بخونید یعنی با وزنی که گفتم فقط به خط چین ها رسیدید چند لحظه مکث کنید ...


تویی ناز من ...

ساناز من ...

-----------

تویی همدم و هم راز من ...

----------

تویی ماه من ...

تویی یاد من ...

تویی با وفا ...

تویی یار من ...

----------

تویی عشق من ...

تویی عاشقم ...

-------------

تویی که تو دستام قایقی ...

تویی که تو قلبم ساکنی ...

------------

تویی تو ، تمام زندگیم ...

تویی مرگم و تویی زندگیم ...


امیدوارم همه لذت ببرید و ازش خوشتون بیاد ... خودم خیلی دوستش دارم این شعرم رو

پیچک ...

از آن پیچک می پرسم ...
سرنوشتت ، آهت ، اشکت ...
این چنین بر پر مرغان سوار....!!
در کجا ، بودنت معنا خواهد یافت ؟
در کنارم پیچید..
ناله از دل سر داد..
و سکوتی شیرین...
گونه اش پر بود از اشک تهی ...
شوکرانش معنایی برتر از "تر" میداد..
با صدای گذر کره ی ره بغضِ گذشته از سر سودای جان گفت..
من تویی هستم که از خود ، خدایی ساختی و گذشتی...
اینچنین است بی خدایی، خدایی....

از دوست خوبم که این مطلب قشنگ رو برام فرستاده تشکر بسیار ویژه میکنم ...