دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...

دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...

قربانی ...

روزی پسر بچه ای نزد شیوانا آمد و گفت: مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد. خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بیگناهم را نجات دهید.

شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دختر خردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.

شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را در آغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد...

ادامه مطلب ...

یار بی نظیر من ...

نیست جز یارم کسی ، در این جهان یاری دگر

خالقی و ماندگاری و خدایی یار من

میپرستم هر چه هستش در تمام کائنات

گوشه ی چشمی نگاهی هم به ما کن ای خدا

شب های سیاه ...

به جز دست خط کودکانه ای نبوده ام

به چشم پاک تو تحریر میکشم

در این همه پیچ و خم جاده های عشق

به سادگی خط صاف ، به جای تقدیر میکشم

در میان یکی به گرد پای من رسید

به دره و چاه رسیده بودم فریاد میکشید

که جاده ها همه خراب است رفیق

تمام راه به یک سراب است رفیق

اینجا شبیه بهشت برین است ولی

شبها تمام سیاه میشود رفیق !!!


امیدوارم شبهای هیچکدومتون سیاه نشه ... ... خوش باشید ...

ای که بی تو تک و تنهام ...

ای که بی تو تک و تنهام

کنارت بودم و غم هام

شده بود همه فراموش

ای که هستی تو دلیلش

دلیل خوبی و کارام

تو رو با تمام جونم

تو رو با تمام دنیام

دوست دارم ... دوست دارم ...

تو تمام عاشقی ها

تو تمام شاعری ها

تو تمام لحظه هامی

تو تمامی ... تو تمامی ...

----------------------------------

این شعر رو تقدیم میکنم به کسی که نمیدونه دوستش دارم ...

اعتنا نکن ...

 من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

 غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

 بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

 با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

 موهات را ببند دلم را تکان نده 

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

 من در کنار توست اگر چشم وا کنی

 خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

 بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

 تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

 امشب برای ماندنمان استخاره کن 

اما به آیه های بدش اعتنا نکن...

منبع : نامعلوم