دست نویس های شاعرانه ...

شعر خودم و دیگران ، سرگرمی و داستان های جالب ...
سه‌شنبه 27 دی 1390

میخوام بخندم ...

می خوام به سردی شب هام بخندم
می خوام به پوچی فردام بخندم
وقتی می بینمت با دیگرونی
تو اوج گریه هام می خوام بخندم
می خوام داد برنم تنهای تنهام
می خوام وقتی میگم تنهام بخندم


شاعر : نامشخص

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز